<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مغانیمیز</title>
<link>http://moghanimiz.blogfa.com/</link>
<description>اوجال یوردوم</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 25 Nov 2008 06:13:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>سرآغازي بر کتاب مغان،نگين آذربايجان-بقلم احد قاسمي</title>
<link>http://moghanimiz.blogfa.com/post-169.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;A href=&quot;http://i32.tinypic.com/2vjcqki.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i32.tinypic.com/2vjcqki.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;سرآغازي بر کتاب‏مغان،نگين‏آذربايجان&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بقلم: احد قاسمي&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;B&gt;اي صبا گر  بگذري بر ساحل رود ارس             بوسه زن بر خاک آن وادي  و  مشکين کن نفس&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;         بر تارک ايران تاجي است به نام آذربايجان که خاکش در فراز و نشيب تاريخ،همواره بارآور و مقدس بوده است.چه آنگاه که رنگهاي تاريخ و افسانه در هم مي آميزند و آذربايجان خاستگاه انديشمندي چون زرتشت مي شود و چه آنگاه که صفير گلوله هاي دلاوران آزاديخواه هنوز در گوش هاي سالخوردگان طنين افکن است و چه آنگاه که جوانان غيرتمندش طلايه دار انقلاب اسلامي مي گردند.هرچه هست،اين سرزمين همواره پاسدار آتش حريت و جوانمردي بوده است.آذربايجان نام خود را از افتخار و مردانگي دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;      در فلات آذربايجان دو منطقه بارز وجود دارد که يکي در شمال غرب واقع شده و عبارت است از دشت چالدران و دره قطور و ديگري دشت مغان که همچون نگيني بر تاج تارک ايران مي درخشد.تاريخ اين خطه شگفت انگيز است و با جغرافياي آن چنان در هم آميخته که گويي جغرافياي منطقه تاريخ نويس آن بوده است ولي متاسفانه مواهب اين سرزمين کمتر مورد توجه محققان و مولفان و نويسندگان قرار گرفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;        نگارنده از سالها پيش به حکم علاقه وافر به زادگاه خويش در آرزوي آن بود که ازخصوصيات تاريخي،اجتماعي،جغرافيايي و فرهنگ عامه مغان تحقيق جامع و مستندي به عمل آورد،در اين رهگذر از سالها پيش در هر کجا که اثري و کتابي و مقاله اي ديده که حتي مختصري اطلاع و ارتباطي راجع به مغان داشت ،جمع آوري کرده و اين معلومات را در هم آميخته و نتيجه آن کتاب حاضر است.در واقع هدف از تاليف و نگارش اين کتاب معرفي سرزميني است با ويژگيهاي انحصاري و شناسايي جامعه اي است با خصوصيات و آداب و رسوم و فرهنگ مشخص از گذشته هاي دور تا به امروز.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;      از سوي ديگر ،اطلاع بر اوضاع و احوال جغرافيايي يک ناحيه براي ساکنين آن خاصه براي دولتي که بايد آن را اداره کند از نوع مطالعات تفنني نيست تا اگر از آن بي خبر ماندند ضرري نکرده باشند.متاسفانه منطقه مغان با همه اهميتي که از نظر سوابق تاريخي و سياسي و اقتصادي در پهنه کشوري دارد کمتر مواهب اين سرزمين بطور کامل شناسايي شده و آثاري که جهت شناسايي اين منطقه تهيه شده عموماً پراکنده و متفرق مي باشد.با دريغ بايد گفت که مغان ما آنچنان که شايسته است براي ملت ايران و حتي ساکنان خود مغان شناخته شده نيست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;      کتاب حاضر به نام مغان، نگين آذربايجان مجموعه اي است در پنج فصل:جغرافياي طبيعي مغان،جغرافياي تاريخي مغان،ساختار اجتماعي و فرهنگي مغان،ويژگيهاي جغرافيايي شهرها و آباديهاي مهم مغان و جغرافياي اقتصادي مغان.نمودارها و نقشه هايي که در اين مجموعه آورده شده در حقيقت شواهدي هستند بر متن کتاب و تا آنجا که حجم کتاب اجازه داد توضيحات در ذيل کتاب در باره متن داده شده،همچنين براي اطلاع بيشتر به منابع و ماخذ که فهرست آنان با احترام در آخر کتاب آورده شده،ارجاع گرديده و در تاييد برخي مندرجات،تصاوير و عکسهايي مستند در هر قسمت ارائه شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;      عده اي از بابت تازگي آمار و اينکه مربوط به نزديکترين ايام باشد تعصب نشان مي دهند.در حاليکه اين اعداد و ارقام که عموماً با ذکر ماخذ مي باشد در هر موقع از سال قابل تغيير است.مثلاً ممکن است در موقع تاليف کتاب يا چاپ آن چند واحد اقتصادي تعطيل يا اضافه شده باشد و يا آنکه سطح زير کشت يک محصول کم يا زياد شود و يا ميزان توليد به عللي دچار نوسانات گردد که در اينصورت قصوري متوجه نگارنده نيست،وانگهي آمارهاي مورد بحث در اقتصاد به آن درجه از سرعت هم که تصور مي رود در ناحيه کوچکي چون مغان اعتبار خود را از دست نمي دهند و به فرض تغيير کمي در استنتاجات جغرافيايي چندان تاثيري نمي گذارد.با اين حال براي ارج گذاشتن به نظرات خوانندگان ،کتاب را با وجود آماده بودن با سه سال تاخير به چاپ رسانده تا با استفاده از نتايج سر شماري عمومي نفوس ومسکن آبانماه سال 1375که جديداً انتشار يافته رضايت علاقمندان فراهم آيد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;      نگارنده در اينجا لازم مي داند مطلبي را صميمانه با خوانندگان ارجمند اين کتاب در ميان نهد و آن اينکه نگارنده مدتهاست با استفاده از منابع متعدد جغرافيايي،تاريخي،سياسي،اجتماعي و غيره و تلفيق و تطبيق آنها با يکديگر و نيز استفاده از اطلاعات شخصي خود که نتيجه هجده سال زندگي در منطقه و مسافرتهاي متعدد مي باشد،موفق به تنظيم و تاليف اين کتاب شده و با اين حال اذعان دارد که اين مجموعه خالي از عيب و نقص نيست.اما اين اميد براي او حاصل است که با انتقادها و پيشنهادهاي مدبرانه خوانندگان و صاحب نظران عزيز در تکميل مطالب و رفع اشتباهات احتمالي آن بکوشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;       آنچه بيش از همه در تدوين اين کتاب مايه دلگرمي و تشويق نگارنده شد همکاري بسيار ارزنده و صميمانه دوستان ارجمندم آقايان رحمت حيدري کارمند آموزش و پرورش پارس آباد،کريم ارژنگي عربلو کارشناس ارشد جغرافياي انساني،مهندس ياور وحدتي پور مسئول وقت دفتر فني شهرداري پارس آباد و جعفر قره پور کارمند اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي پارس آباد که با بزرگواري تعدادي از نقشه هاي شهري و تصاوير ارزنده جغرافيايي مغان را جهت چاپ در اين مجموعه عنايت فرمودند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;       تشکر و امتنان از آقايان منصور جهانگيري و غفار دستور که در تهيه تصاوير جمع آوري و مطالب مربوط به شرکت کشت و صنعت و دامپروري مغان نگارنده را ياري فرمودند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;     سپاسگذاري مي شود از آقاي دکتر حسن الماسي نماينده محترم مردم مغان در مجلس شوراي اسلامي که زحماتي را در اخذ مجوز براي چاپ کتاب متحمل شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;      تشکر و سپاس بيکران از دوستان گرانمايه آقايان سهراب آديگوزلي،احد ناصري بيله سوار و عزيزالله قلمي که از پيشگامان تحقيق و تاليف در باره تاريخ دشت مغان هستند.و سپاس فراوان از دکتر ابراهيم بيگدلي و پروفسور غلامحسين بيگدلي که با کمال اشتياق دستنويس نگارنده را مورد مطالعه و مداقه قرار داده و مقدمه اي بر اين دفتر مرقوم فرمودند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;    در پايان نگارنده آرزو مي کند اين دفتر آيينه اي باشد در مقابل ديدگان کساني که به مغان و مردم آن عشق مي ورزند و خود را ملزم به خدمت به اين آب و خاک و ملت مي دانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;حافظ سخن بگوي بر صفحه جهان        اين نقش مي ماند از قلمت يادگار عمر&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Nov 2008 06:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=moghanimiz&amp;postid=169</comments>
<dc:creator>moghanimiz</dc:creator>
<guid>http://moghanimiz.blogfa.com/post-169.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>استان اردبيل</title>
<link>http://moghanimiz.blogfa.com/post-168.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;استان اردبيل با بيش از 18هزار و50 كيلومتر مربع وسعت وجمعيتي بالغ بر 1168011نفر در بين مدارهاي 37درجه و45درجه و42دقيقه طول شمالي و48درجه و55 دقيقه و47درجه و2دقيقه عرض غربي فلات ايران قرارگرفته است اين استان از شمال به رود ارس ، دشت مغان وبالهارود در جمهوري  آذربايجان، از شرق  به رشته  كوهها، دره ها و  جلگه هاي به هم پيوسته استان زنجان و گيلان ،از غرب به استان آذربايجان شرقي واز جنوب به استان زنجان محدود ميگردد.چهار شهرستان اين استان در طول 5 /282 كيلومتر با جمهوري آذربايجان هم مرز مي باشد. در159 كيلومتر از اين مرز رودهاي ارس وبالهارود جريان دارند.در طول مرز استان اردبيل با جمهوري آذربايجان در دو نقطه اصلاندوز وبيله سوار قراردارند .مردم استان اردبيل به علت وجود مراكز تجاري واقتصادي وجاذبه هاي كناره خزر بيشترين روابط اقتصادي اجتماعي خود را با استان گيلان برقرارنموده اند تنها گذرگاهاي طبيعي بين دواستان از طريق گردنه هاي حيران واسالم عبور مينمايند كه به علت ريزش برف هاي سنگين در فصل سرما همواره با خطر انسداد روبرو مي باشد .استان اردبيل در سال 72ازمحدوده سياسي -اداري استان آذربايجان شرقي جدا وبه عنوان استان مستقل (مشتمل بر شهرستان :اردبيل ،بيله سوار ،پارس آباد ،خلخال ،گرمي ومشكين شهر) در تقسيمات كشوري جاي گرفت .براساس تازه ترين تقسيمات كشوري ،اردبيل داراي 6شهرستان و16بخش ميباشد وشهرهاي آن عبارتند از : اردبيل ،نمين ، نير، سرعين ، پارس آباد، اصلاندوز ،خلخال ،گيوي ،مشكين شهر،كوثر وگرمي .            &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;موقعيت جغرافيايي :                       &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;استان اردبيل بيشترين اثر را از ارتفاعات كوهستاني سبلان ،طالش وبزغوش گرفته است .رشته كوه سبلان با 4811متر ارتفاع دراين استان واقع شده است وكوهستان سبلان در غرب اردبيل با آب هاي جاري وآثارفراوان آتش فشان به صورت چشمه هاي معدني آبگرم سرعين وسردابه ،به سبب جذب انبوه مسافرين گرديده ويكي از زيباترين مناطق جهانگردي استان را پديدآورده است .سه جريان آب وهوايي با ويژگيهاي متفاوت اقليم وآب وهواي استان راتحت تاثير خود قرارمي دهد :  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1- جريان مديترانه اي با ماهيت معتدل كه بيشتربخارهاي خود را در كوهستان هاي تركيه ،زاگرس وآذربايجان غربي از دست مي دهد ،از غرب استان اردبيل راتحت تاثير قرار ميدهد .اين جريان منشآ مهم واصلي بارش هاي جوي ايران است ورود آن به منطقه با تعديل درجه حرارت ورطوبت هوا همراه است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2-جريان هواي سيبري آسياي مركزي كه ماهيتي بري وسرد دارد،از شمال شرقي وارد مي شود وپس از عبور از درياي خزر وجذب بخار آب استان اردبيل را تحت تاثير قرار مي دهد ودر تابستان باعث كاهش شديد گرما وخنك شدن هوا مي شود       &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3-جريان شمالي كه داراي ماهيتي سرد است ،ورود اين جريان از شمال وشمال غرب با سرماي شديد و بارش سنگين در استان همراه است . به طور كلي ميزان  بارش جوي در استان بين  250تا 600ميليمتر وفصل بهار و زمستان،فصل هاي بارندگي در منطقه مي باشد. زبان تركي آذري ،زبان مادري عامه مردم اين منطقه است ودين رسمي مردم استان اردبيل اسلام ومذهب آنان شيعه جعفري است . آثار باستاني استان شامل : تپه قره شيران ،تپه نادر ،تپه قنبر ،مجموعه بازار اردبيل ،قلعه كهنه وخانه حاج ميرزا ابراهيم صادقي مي باشد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;تاريخچه : &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عليرغم مستقل شدن استان اردبيل ،تاريخ آن با تاريخ سرزمين آذربايجان در آميخته است .چندان كه بدون توجه به موقعيت تاريخي آذربايجان نمي توان سخن از موقعيت تاريخي اردبيل به ميان آورد . آذربايجان در فارسي ميانه (آتورپاتكا ن) در آثار كهن فارسي (آذربادگان ) يا (آذربايگان ) درفارسي كنوني (آذربايجان ) در يونان بيزلنس (آذربيگانون ) در ارمني (آترپاتكان ) در سرياني(آذر بايغان ) ودرعربي (آذربيجان )  ناميده شده است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تاريخ آذربايجان با تاريخ قوم (ماد) در آميخته است . قوم ماد پس از مهاجرت به ايران آرام آرام قسمت هاي غربي ايران از جمله آذربايجان را تصرف كرد . در آن دوران ،دولت هايي در اطراف آذربايجان حكومت داشته اند كه مي توان به  دولت هاي آشور در شمال بين النهرين ، دولت هيتي در آسياي صغير ، دولت اوراتودر نواحي شمالي و شمال غربي ،اقوام كادوسي در شرق وكاسي ها در حوالي كوههاي زاگرس اشاره كرد . بعد از غلبه اسكندر مقدوني  بر ايران ، سرداري به نام (آتورپات ) در آذربايجان ظهور كرد واشغال آن توسط يونانيان جلوگيري كرد .از آن به بعد اين سرزمين به نام (آتورپات) در اين ناحيه اعلام استقلال نمود . آذربايجان در دوران حكومت سلوكي ها پناهگاه زرتشتيان وتكيه گاهي در مقابل هجوم يونانيان شد .حكومت آتورپات تا زمان ساسانيان ادامه داشت واين  حكوت توسط (اردشير بابكان ) از بين رفت . در دوران ساسانيان معمولا مرزباناني به حكومت اذربايجان انتخاب مي شدند .پس از سقوط حكومت ساسانيان واستيلاي اعراب بر اين منطقه ،قبايلي از اعراب بصره ،كوفه ،شام ويمن به اين مكان مهاجرت نموده وزمين هاي كشاورزي را خريداري وبه منظور جلوگيري از حملات مردمي كه به اسلام نگرويده بودند ،باروهايي در اطراف املاك خود كشيدند . به اين ترتيب شهرهاي مهمي در منطقه به وجود آمد . باروي كار آمدن سلسله هاي ايراني كه اغلب از شرق ايران بر خاستند وحكومت هاي مستقلي را تشكيل دادند ،منطقه آذربايجان تحت تسلط حكومتهاي محلي بود وهيچگاه توسط سلسله هاي مزبور تصرف نگرديد. در سال 654 هجري قمري مغولان به آذربايجان تسلط پيدا نموده و آن را مركز شاهنشاهي بزرگي كه از اموي تا شام ادامه داشت ،قراردادند . مقر مغولان ابتدا در مراغه بود ودردوران مغولان ،رصد خانه مراغه ايجاد گرديد . پس از مدتي مقر حكومت مغولان به تبريزمنتقل شد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در زمان  (غازان خان) شهر تبريز به عنوان يكي از مراكز مهم مبدل گرديد . تجار روم وساير بلاد كالاهاي خود را به اين شهر مي آوردند.بازارهاي تبريز در زيبايي وثروت معروف بود . تعدادي از وزراي عهد وغول بناهاي مهمي در تبريز بنا نمودند كه از جمله آنها خواجه رشيدالدين فضل اله همداني وتاج الدين عليشاه جيلاني را مي توان نام برد .حكومتهاي بعدي كه در اين ناحيه استقرار داشتند عبارتنداز جلايريان و چوپانيان .پس از سقوط حكومت تركمانان ،قره قريونلوها بر تبريز تسلط پيدا كردند . در اين زمان بناهاي بسيارزيبايي در تبريز ساخته شده كه وصف آنها در سفرنامه هاي سياحان اروپايي آن عصر آمده است . پس از تصرف آذربايجان توسط شاه اسماعيل صفوي تبريز مدتي به عنوان پايتخت ايران برگزيده شد (907هجري ) شاهان صفوي از آذربايجان به عنوان سنگرگاه اصلي ومراكز عمده گردآوري قواي نظامي استفاده مي نمودند. در زمان صفويه آذربايجان محل بروز جنگهاي خونين ميان سپاهيان ايران وعثماني شد . آذربايجان به تصرف دولت عثماني در آمد . ديري نپاييد كه نادر شاه آنجا را از تصرف دولت عثماني بيرون آورد ودر صحراي مغان تاجگذاري كرد پس از مرگ كريم خان ،آقا محمد خان قاجار در سا ل 1205موفق شده اداره امور آذربايجان را كاملا در اختيار بگيرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;وضعيت اقتصادي : &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عمده فعاليت ساكنين اردبيل در بخشهاي كشاورزي وخدمات وصنعت مي باشد . عليرغم احداث وبهره برداري از كارخانه هاي بزرگ ، هنوز جايگاه اصلي خود را باز نيافته است . محصولات عمده كشاورزي استان عبارت است از :گندم ،سيب زميني ،حبوبات دانه اي ،چغندر قند و همچنين صنايع دستي استان نيز با توجه به ساخت روستايي وعشايري استان ،از جايگاه ويژه اي برخوردار است وزمينه جانبي فعاليت اقتصادي زندگي عشاير وروستاييان را تشكيل مي دهد . از جمله اين صنايع مي توان به فرش ، گليم،جاجيم ،ورني ،وبافته هاي عشايري اشاره كرد . پرورش زنبور و توليد عسل مرغوب يكي ديگر از فعاليتهاي اقتصادي است كه در استان اردبيل بسيار رونق دارد و عسل به عنوان سوغات اين شهر شهرت ملي يافته است . پرورش ماهي قزل آلا (رنگين كمان )نيز از جمله توليدات استان محسوب مي گردد. كارخانه چرم مغان با صادرات پوست به كشورهلي آلمان و ايتاليا بخشي از در آمد كشور را تامين مي نمايد با توجه به جمعيت انبوه بخش كشاورزي كه در بيشتر روزهاي سال فعاليتي ندارد ، لزوم توسعه صنعتي به ويژه صنايع تبديلي وتكميلي يكي از ضرورت هاي توسعه استان به حساب مي آيد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;شهرستان اردبيل : &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اردبيل به عنوان مركز استان با جمعيت بالغ563477 ومساحتي برابر 3810كيلومتر مربع در طول جغرافيايي 48درجه و عرض جغرافيايي 38درجه و15دقيقه قرارگرفته است . اين شهرستان از شمال به مشكين شهر ،از جنوب به گيوي ،از شرق به نمين وسرعين واز عرب به نير محدود است . اردبيل واژه هاي  اوستايي است كه از دو كلمه ارتا مقدس  و ويل يا همان شهر به معني شهر مقدس تشكيل شده است . بر اساس نوشته مورخان اسلامي بناي شهر اردبيل به فيروز پادشاه ساساني  (489-457م ) نسبت داده شده است . صاحب كتاب روضه الصفا مي نويسد :اردبيل از بناهاي كيومرث پادشاه كيانيان بود از آنجا كه نام اردبيل در داستان ويس ورامين از آثار ادبي دوره اشكانيان آمده ،مي توان استنباط نمود كه قدمت اين شهر به بيش از 1500سال مي رسد ودر زمان سلطنت هخامنشيان در اطراف رود (باري مريز) كه رود كوراي امروز در قفقاز است ،براي حفظ و نگهداري مرز ايران اردويي مهم وجود داشت كه مركز ان اردبيل بود . اين موضوع اهميت سياسي و نظامي اردبيل را ثابت مي كند آثار موجود در دهكده آتشگاه اردبيل نيز گوياي قدمت اين شهر مي باشد .در زمان انوشيروان اردبيل يكي از جمله مناطقي بوده است كه پيروان مزدك به آن پناه آورده بودند . اهميت مساله مزدكيان ،خلفاي بني اميه را برآن داشت تا مركز آذربايجان را از مراغه به اردبيل انتقال دهند . هنگام فتح اعراب در سال 22هجري اردبيل بزرگترين شهر آذربايجان بود كه به دست سپاهيان اسلام افتاد . در سال 617هجري مغولان پس از حمله به ايران ،اردبيل را غارت كردند . در زمان هلاكومركز فرمانروايي از اردبيل به مراغه منتقل ودر زمان آقاخان تبريز پايتخت حكومت ايلخانان شد . در دوره تيموريان امير تيموردر اردبيل به خدمت شيخ صفي الدين رسيده و به در خواست شيخ هزار نفر از اسيران را به او بخشيد. پس از فوت شيخ  صفي الدين اين شهر كعبه آمال و قبله صوفيان شد وانبوهي از  پيروان طريقت روي به اين شهر نهادند . باتوجه به قيام شاه اسماعيل وانتخاب تبريز به عنوان پايتخت در سال 906هجري اردبيل به عنوان دارالامان ودارالارشاد معروف گرديد . اردبيل در دوران صفويه از لحاظ سياسي واقتصادي سرآمد شهرهاي ايران بود اين شهر درمسير شاهراه تجارتي ايران واروپا قرارداشت و ابريشم وارده از گيلان از طريق اردبيل به اروپا صادر مي شد . در آغاز قرن 19ميلادي عباس ميرزا مركز ستاد سپاهيان خود را در اردبيل قرارداد وبه كمك افسران فرانسوي قلعه اي در برابر قواي مهاجم روس بنا كرد كه بعدها تبديل به زندان شد وآن را نارين قلعه ناميده اند .در جنگ ايران وروس در سال 1218و اشغال اردبيل كليه اشياي قيمتي مقبره شيخ  صفي الدين و زينت آلات ديگر مقبره هاوكتاب هاي مهم كتابخانه اردبيل توسط قواي اشغالگر غارت شد . پس از انتقال قدرت وامور وليعهدنشين قاجار تبريز ،اردبيل كه تا اين موقع داراي اهميت ويژه بود از رونق افتاد وراههاي تجارتي روسيه از اردبيل به تبريز تغيير مسيرداد. با احداث راه آهن تبريز -جلفا ارتباط اقتصادي اين شهر قطع شد واز آن همه تجارت وصادرات و واردات مهم جز كاروانسراهاي متروك چيري باقي نماند از رونق افتادن تجارت اين شهر سبب مهاجرت انبوهي از مردم آن به تهران و تبريز شد . در حال حاضر اين شهر توسعه يافته وبه گونه اي كه يكي از شهرهاي آباد وپرجمعيت و فعال اقتصادي به شمار مي آيد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;منبع: &lt;A href=&quot;http://ardabilcustoms.ir/ardabil.htm&quot;&gt;http://ardabilcustoms.ir/ardabil.htm&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Nov 2008 08:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=moghanimiz&amp;postid=168</comments>
<dc:creator>moghanimiz</dc:creator>
<guid>http://moghanimiz.blogfa.com/post-168.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مغان در ایران باستان ونقش آنان در تمدن امروزه بشری</title>
<link>http://moghanimiz.blogfa.com/post-167.aspx</link>
<description>تحقیق و پژوهش: مهدی سالمی&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مغان را مى توان نخستين معلمان و ايران باستان را مهد حكمت و دانش آن در جهان دانست و و اين حقيقت، مانع حقايق ديگر تاريخى درباره وجود تمدن در چين و هند از يكسو، و بابل و فنيقيه و مصر از سوى ديگر نيست.&lt;BR&gt;     بنابراين، شناخت وضع حكمت و فلسفه و علوم در جهان باستان و به تعبير ويل دورانت «گهواره آن» همواره به بررسى و شناخت «مُغان» يعنى حكيمان ايرانى مى رسد- اشاره به کتاب مشرق زمین گهوار تمدن  وی-.&lt;STRONG&gt;      &lt;/STRONG&gt;بررسى اوضاع و احوال تاريخ قرون نخستين تمدن بشرى ـ نه تنها تاريخ و فرهنگ و تمدن ايران بلكه حتى تاريخ تمدن و فرهنگ جهان قديم، و تاريخ فلسفه و علم ـ بدون شناخت نقش مهم و مؤثر مغان ناممكن نارسا و غير علمى است  مغان ، قرنها در مشرق ( در سرزمينى كه ايران ناميده مى شد) نگاهبان و معلّم علوم و فلسفه بودند; يعنى آنچه كه امروز ما به آن فلسفه و اخلاق و رياضيات و نجوم و پزشكى و علوم طبيعى يا فيزيك و شيمى و مكانيك مى گوييم. در قديم معمولاً تمام اين علوم زير مجموعه هاى حكمت شمرده شده،و  آموزش داده شده و به كار بسته مى شد.&lt;BR&gt;بررسى تاريخچه اين گروه ـ كه عمده مورخان آنان را يك طايفه نژادى مى دانند ـ بتوسط مورخان و محققان آينده روشن خواهد ساخت كه چگونه اين پديده شگفت آور در طى قرنها، در منطقه اى از آسيا، رخ داده، و چه خدماتى از اين گروه به علم و فلسفه و به رشد تمدن و بشريت رسيده است; و اگر اين گروه شگفت انگيز سازمان يافته، طى قرون و اعصار گذشته نمى بودند و به جهان متمدن و نيمه متمدن آن روزگار ـ از جمله يونان ـ علوم و فنون را صادر نمى كردند، امروز چهره جهان و وضع علوم و فنون چگونه بود؟&lt;BR&gt;با وجود آنچه كه گفتيم، جاى شگفت است كه تاريخ، حق اين قشر عظيم دانشمندان و حكماى تاريخ تمدن بشر را ادا نكرده و نتوانسته يا نخواسته غبار غفلت و فراموشى و ابهام را از روى آنان بزدايد. شايد يكى از دقيقترين منابع شناخت اين طايفه، تاريخى باشد كه درباره سلسله مادهاى ايران نوشته شده است، و آنان را يكى از شش طايفه اى دانسته كه بر روى هم قوم «ماد» را تشكيل مى داده اند و در طبقه بندى اجتماعى آن روزگار منحصراً نقش روحانيت و امور علمى و دينى را بر عهده داشته اند و در كنار شاهان سلسله به رايزنى و پزشكى و نجوم و قضاوت و انجام امور تعليم و تربيت و مانند اينها مى پرداخته اند...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 17 Nov 2008 08:27:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=moghanimiz&amp;postid=167</comments>
<dc:creator>moghanimiz</dc:creator>
<guid>http://moghanimiz.blogfa.com/post-167.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مغان‌شهر يا پارس‌آباد</title>
<link>http://moghanimiz.blogfa.com/post-166.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;نویسنده: حسن راشدي&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اقتباس از سایت مغان شهر&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سالهاي زيادي از پيروزي انقلاب اسلامي نگذشته بود و يكي از همكلاسيهاي دوران دبيرستاني‌ام تصدّي بخشداري پارس‌آباد را به عهده داشت، در آن زمان در نامه‌اي كه از تهران برايشان ارسال كردم آدرس: آذربايجان شرقي ( آن زمان استان آذربايجان شرقي دو نيمه نشده بود و نام آذربايجان تاريخي كه با نام تاريخي اردبيل عجين است بر روي استان امروزي اردبيل مي‌درخشيد) مغان شهر (پارس‌آباد) بخشداري بخشدار محترم جناب آقاتي…» را بر روي پاكت قيد كردم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در نامه، بعد از سلام و احوال‌پرسي و بازگوئي خاطراتي از دوران دبيرستان، با صميميّت و صداقت با بخشدار محترم درد و دل كرده و نوشته بودم كه ديگر نام پارس‌آباد كه برگرفته از نام يك شخص گرفته شده  است با جايگزيني مناسب نام اين شهر با نام منطقه و تاريخ پر افتخار گذشته اش پيوند داشته باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از همين رو اين جانب نام «مغان‌شهر» و يا هر نامي كه برگرفته از نام تاريخي مغان باشد را براي نامگذاري اين شهر پيشنهاد كردم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از آنجائيكه امروزه هم مردم مناطق همجوار وقتي مي‌گويند به مغان مي‌روم در ذهن اكثر شنوندگان «شهر پارس‌آباد» تداعي مي‌شود و با اينكه نام گرمي، نه شهر گرمي در اسناد و مكاتبات رسمي و دولتي «مغان» ذكر مي‌گردد امّا براي جلوگيري از هر نوع اشتباه و اينكه با پارس‌آباد مغان اشتباه نشود در داخل پارانتز قيد كلمه‌ي «گرمي» ضروري مي نمايد، لذا با توجّه به نام مغان كه سابقه‌ي بس طولاني در منطقه دارد و حوادث تاريخي زيادي هم در اين منطقه روي داده و در اسناد تاريخي نيز اين نام ثبت و ضبظ است شايد بهترين گزينه براي انتخاب نام شهري كه از دل اين آب و خاك برخاسته است تركيبي از نام «مغان» باشد. پل معروف و قديمي «خدآفرين» كه سابقه‌ي آن به بيش از اسلام مي‌رسد در اين منطقه و بر روي رودخانه‌‌ي «آراز» (ارس) زده شده كه نام اين پل با نام و كلمه‌ي «مغان» عجين است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شروع پادشاهي نادرشاه به صورت رسمي و دعوت از صاحب‌منصبان و بزرگان و ريش‌سفيدان طوايف سراسر كشور به دشت مغان و برگزاري همه‌پرسي به سبك و روش آن زمان در مورد انتقال قدرت سلطنت از خاندان صفوي به وي در اين دشت، و امضا‌ء قراردادهاي داخلي بين او و بزرگان كشور در اين منطقه اهميّت تاريخي نام «مغان» را دوچندان كرده و به تاريخ كشورمان پيوند داده است لشگركشي آقامحمدخان قاجار به قره‌باغ و چگونگي عبور لشگريان از رودخانه‌ي آراز و پل خدآفرين در دشت مغان در صفحات تاريخ ثبت و نگهداري مي‌شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و هيچ درسخوانده‌ي دبيرستاني فراموش نمي‌كند جنگ خونين بين ايران و روس در دوره‌ي قاجار را كه با فرماندهي و شجاعت عبّاس‌ميرزا در دشت مغان و در منطقه‌ي آصلاندوز اتّفاق افتاده است اينها شمّه‌اي از تاريخ مغان است كه به صورت اختصار و فهرست‌وار در اينجا آورده شد و الا نويسندگان و مورّخين، كتابهاي زيادي درباره‌ي اين پهن‌دشت حاصلخيز كه زماني، زيبائي آهووانش زبانزد خاصّ و عام بود و ماجراي فولكولوريك «خان چوبان» و «سارا»يش با نام مغان گره خورده و در شعر شعرا، آواي خوانندگان و ساز نوازندگان آذربايجاني هم مترنّم است كه به رشته‌ي تحرير در آورده‌اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و در نهايت دوران معاصر و در دهه‌ي اخير با احداث سدّ انحرافي «ميل مغان» براي آبياري كشاورزي مكانيزه و اكتشاف چاههاي نفت در اين منطقه نام «مغان» براي ابد بر روي اين دشت زرخيز خواهد ماند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با توجّه به سابقه‌ي تاريخي نام مغان، نامي كه هم اكنون بر روي بزرگترين شهر سرزمين تاريخي نهاده شده هيچ انسيّت تاريخي، جغرافيايي، اجتماعي و حتّي فرهنگي با منطقه ندارد و اين نام زماني كه براي اولّين بار سد انحرافي بر روي رودخانه «آراز» با همكاري دولت شوروي سابق زده شد و اوّلين آبادي كه در زير نهري معروف به «نهر اوّل» براي كشت آبي زمينها برپا گرديد با نام مهندس پارسا برادر وزير آموزش و پرورش آن زمان بنام فرّخ‌رو پارسا بود، گره خورد. گذشت زمان و توسعه و ترقّي اين روستاي جديدالتأسيس كه در اندك زماني تبديل به شهري با اقتصاد پويا گرديد، كم‌كم نام تركيبي «پارساآباد» در زبان مردم محلّي نيز مخفف شده به «پارس‌آباد» تغيير نام يافت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;من خود در تابلوهاي دهه‌ي چهل به كرّات نام «پارسا‌آباد» را به چشم خود ديده‌ام و احتمال اينكه هنوز هم در بعضي جاها به جاي «پارس آباد»، «پارساآباد» نوشته شود زياد است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با توجّه به اين نام بي‌مسمّا، بهتر است مسئولين متعهّد اين شهر با همياري و همفكري هم، جهت تغيير اين نام و نهادن نام مناسب كه با تاريخ فرهنگ اين منطقه همخواني و هماهنگي داشته باشد اقدام نمايند از طرفي نام «آباد» كه در پسوند برگرفته از نام پارسا آمده است اصولاً براي نامگذاري دهات و ورستاها به كار مي‌رود كه شايسته‌ي اين شهر نيست. امروزه ديگر نام روستاهايي كه با توسعه و ترقّي تبديل به شهر شده‌اند و نام آنها منسوب به فرد با پسوند آباد نامگذاري شده است و يا با تركيباتي وابستگي نام آن شهر به فرد و يا طايفه ي خاص نشان داده مي‌شود با نام ديگري كه منصوب خاص‌ّ نداشته عوض شده بهينه مي‌شود. مثل نام «قلعه حسن‌خان» در نزديكي تهران كه نامي وابسته به يكي از خانهاي دوران گذشته بود تبديل به نام بدون منصوب شده و نام «حسن‌آباد» كه به «مهرشهر» برگشته است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;علاوه بر اينها حتّي نام شهرهايي كه در زمان حاكمان پهلوي از نام بومي حوزه برگشته و نام وابسته به خواندان پهلوي پيدا كرده بودند به نام اصلي خود برگشته و با فرهنگ منطقه سازگاري پيدا كرده‌اند، مثل «اروميه» كه «رضائيّه» برگرفته از نام رضاشاه داشت و «سلماس» كه «شاهپور» بود و «بندر انزلي» كه در زمان حاكمان پهلوي «بندر پهلوي» ناميده مي‌شد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 11 Nov 2008 10:43:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=moghanimiz&amp;postid=166</comments>
<dc:creator>moghanimiz</dc:creator>
<guid>http://moghanimiz.blogfa.com/post-166.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آی آنا</title>
<link>http://moghanimiz.blogfa.com/post-165.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=right&gt;آجیلاردا یاشاسامدا                            سن منیم بویوک وارلیغیم سان آی آنا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;چتینلیک لرله اوزلشمیشم                   کاسیب چیلیغ گورموشم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;هارادا قدیم کی گونلریمیز                    سن منه لای لای دیردین من ایسه …&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;نیسگیللی یاشاسامدا                        ان بویوک دویغوسان آی آنا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;آتا نقدر اوجا اؤلسادا بئله                     آنا اوندان دا اوجادیر اوجا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;آتا ائوین کشیی دیر                           آنا ایسه بئزیی یاراشیغی دیر آنادیر آنا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;آنا هچ کسین قلبینی سیندیرمادیم       هچ کسین یوواسینی داغیدمادیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;محمدین باشقا وطن ده یاشاسادا        همیشه هر زمان فیکرینده قلبینده سن آی آنا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;شاعر: &lt;B&gt;محمد آرانلی&lt;/B&gt;(تخلص جدید مهدی سالمی)&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 08 Nov 2008 12:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=moghanimiz&amp;postid=165</comments>
<dc:creator>moghanimiz</dc:creator>
<guid>http://moghanimiz.blogfa.com/post-165.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حیدربابایه سلام</title>
<link>http://moghanimiz.blogfa.com/post-164.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;حیدر بابا،ایلدریملارشاخاند                ا&lt;A href=&quot;http://tinypic.com/view.php?pic=nwg9hy&amp;s=4&quot; jQuery1216065883656=&quot;10&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;View Full Size Image&quot; src=&quot;http://i38.tinypic.com/nwg9hy_th.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;                                 سئللر،سولارشاقلیدایوب آخاندا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;    قیزلاراونا صف باغلیوب باخاندا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;                                سلام اولسون شوکتوزه،ائلوزه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;     منیمده بیر آدیم گلسین دیلوزه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://tinypic.com/view.php?pic=ayvhmq&amp;s=4&quot; jQuery1216065967562=&quot;10&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;                                            &lt;A href=&quot;http://tinypic.com/view.php?pic=ayvhmq&amp;s=4&quot; jQuery1216065967562=&quot;10&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;View Full Size Image&quot; src=&quot;http://i35.tinypic.com/ayvhmq_th.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;    حیدربابا، گون دالیوی داغلاسین&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;    اوزون گولسون،بولاخلارون آغلاسین&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;      اوشاخلارون بیر دسته گل باغلاسین&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;                                          یئل گلنده وئر گتیرسین بویانا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;                                          بلکه منیم یاتمیش بختیم اویانا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;                                               &lt;A href=&quot;http://tinypic.com/view.php?pic=fu290p&amp;s=4&quot; jQuery1216066146968=&quot;10&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;View Full Size Image&quot; src=&quot;http://i37.tinypic.com/fu290p_th.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;    حیدربابا، یولوم سندن کج اولدی،           عمروم گئچدی،گلمه دیم گئج اولدی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;    هئچ بیلمه دیم گوزه للرون نئج اولدی        بیلمزدیم دونگه لروار،دونوم وار،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;       &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;                              ایتگین لیک وار،آیریلیق وار،اولوم وار،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;                                     &lt;A href=&quot;http://tinypic.com/view.php?pic=11j9eh4&amp;s=4&quot; jQuery1216066404593=&quot;10&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;View Full Size Image&quot; src=&quot;http://i37.tinypic.com/11j9eh4_th.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;  حیدربابا،کهلیکلرون اوچاندا &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;          کول دیبینن دوشان قالخوب،قاچاندا،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;                              باخچالارون چیچکلنوب آچاندا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;                                    بیزدن ده بیر ممکن اولسان،یاد ائله &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;                                                      آچیلمیان اورکلری شاد ائله.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Nov 2008 06:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=moghanimiz&amp;postid=164</comments>
<dc:creator>moghanimiz</dc:creator>
<guid>http://moghanimiz.blogfa.com/post-164.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شهرستان بیله سوار مغان</title>
<link>http://moghanimiz.blogfa.com/post-163.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تحقیق: مهدی سالمی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شهرستان بیله سوار سرزمینی است که گوشه ای از نعمت های مادی بهشت را در خودجای داده است، تمام فصولش سبز است مردمان این شهر و دیار خطه جلگه سبز،دلی سبز رنگ دارند. از کدامین استعداد و سیمای این شهر باید سرود که حق آن ضایع نگردد،آیا از سیمای فرهنگی و هنری آن سخن گفت که دارای فرهنگ غنی و سرشار از استعدادهای ادبی و هنری می باشد. آیا از سیمای اقتصادی آن سخن گفت که خاکش استعداد رشد و نمو بیش از 40 نوع محصولات کشاورزی را دارد. یا از موقعیت تجارتی که گلوگاه اقتصادی شمالغرب محسوب می شود. پس باید کاری کرد که آیندگان بر ما به جای لعنت،  رحمت بخوانند و این تحقق نخواهد یافت مگر اینکه مسؤولان و مردم مشارکت و همکاری متقابل داشته باشند. امید است با همدلی تمام در جهت رشد و تعالی این خطه قدم برداریم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;موقعیت جغرافیایی و طبیعی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شهرستان بیله سوار در دشت مغان، در شمال غربی ایران و در شمال شرقی استان اردبیل واقع شده است،این شهرستان از قسمت شرق،شمال شرقی و جنوب شرقی با خاک جمهوری آذربایجان همسایه و حدوداً 68 کیلومتر مرز مشترک دارد. مرکز این شهرستان شهر بیله سوار،آب و هوای آن در تابستان گرم و در سایر فصول معتدل است. بعلت نزدیکی به دریای خزر و ارتفاع کم در ردیف مناطق نیمه مرطوب به حساب می آید. بلحاظ شدت گرما در تابستان  عشایر این شهرستان به سوی ییلاقهای کوهستانی سبلان و ارسباران کوچ می نمایند بیله سوار در سرزمین جلگه ای و هموار بنا شده است،از جمله جاذبه های طبیعی این شهرستان رودخانه بالهارود است که از کوههای لنگان و خروسلو سرچشمه می گیرد و به چاله محمود آباد می ریزد و با جاری شدن آب این رودخانه نبض حیات در بیله سوار به تپش در می آید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;کوههای خروسلو که از جمله کوههای سرسبز منطقه است،با ارتفاع 1096 متر مرتفع ترین و پر جاذبه ترین طبیعت این شهرستان به شمار می آیند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ارتفاع دشت مغان از سطح دریا از 24 الی 145 متر ودر جنوب از 200 الی 500 متر بالاتر از سطح دریا قرار دارد. ارتفاع این شهر از سطح دریا 90 متر است،بیشترین میزان بارندگی در ماههای فروردین،اردیبهشت و خرداد است،متوسط بارندگی در فصل زمستان برابر با 28 میلی متر بوده و5/3 درصد مجموع بارندگی سالانه را تشکیل می دهد. متوسط سالانه بارندگی بین 250الی 350 میلی متر می باشد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ریزش برف کم و غالباٌ سبک و کوتاه مدت بوده و ندرتاٌ برفی سنگین میبارد. متوسط درجه حرارت سالیانه ، حدود 14 درجه سانتیگراد و حداقل آن 9 درجه و حد اکثرش در تابستان بالغ بر 40 درجه سانتیگراد نیز رسیده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;موقعیت جغرافیایی دشت مغان در سطح زمین به طول جغرافیایی 30/47 الی 15/48 درجه و به عرض جغرافیایی 10/39 الی 40/39 درجه می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از نظر باد دو نوع باد عمده می وزد : یکی بادهای شرقی که بزبان محلی به آن مه یلی  گویند که از طرف شرق استان در تمام فصول می وزد و. بادی سرد و مرطوب بوده که غالباٌ در فصول گرم موجب ریزش باران و در فصول سرد موجب ریزش برف می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دومی باد غربی که بزبان محلی آق یلی ( باد سفید) گویند که به گرمیچ معروف است و از طرف غرب &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;می وزد و برای تبخیر و خشکاندن زمین موثر است &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از بادهای محلی و معروف باد خزری است که این باد موذی که هم در تابستان و هم در زمستان سرزده و ناگهانی می وزد. وزش این باد در تابستان هوا را بشدت سرد کرده و در زمستان بلای بزرگی محسوب شده که یخبندان فوق العاده شدیدی راه می افتد. این باد در زمستان 1327 هجری شمسی خاطرات تلخی گذارده که به سبب آن قسمت عمده ای لز احشام ایلات را نابود نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مساحت دشت مغان 300 هزار هکتار جلگه ای که شیب عمومی آن از طرف جنوب غربی به طرف شمال شرقی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از نظر زمین شناسی شامل زمین های پست و کم ارتفاع بوده و توده هایی از موادمتشکلهء آنها رسوبی و ساختمان جوان دارد.خاک دشت مغان بصورت ناحیه ای (zohae  )عموماٌ قهوه ای یا خاکستری مایل به قهوه ای بوده و مقدار مواد آلی آنها کم یا نسبتاٌ کم میباشد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بافت خاکهای دشت مغان از خیلی ریز شروع شده و به ترتیب شنی تا رسوبات غباری-رسی و رسوبات خاک رسی میرسد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;زبان اهالی دشت مغان همچون زبان عموم مردم آذربایجان ، ترکی آذری میباشد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  ویژگیهای جمعیتی همراه با تاریخ تأسیس شهرستان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شهرستان بیله سوار در خرداد 1370شمسی با تصویب هیأت وزیران از بخش به شهرستان تبدیل شد. این شهرستان دارای مساحت 1945 کیلومتر مربع و جمعیت آن در سال هفتاد و پنج 59584 نفر بوده است که از این تعداد08/32درصد در نقاط شهری و 92/67 درصد در نقاط روستایی سکونت داشته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; این شهرستان از دو بخش مرکزی و قشلاقدشت تشکیل شده و دارای دو شهر به نام های بیله سوار مرکز شهرستان و جفرآباد مرکز بخش قشلاقدشت بوده و 357 آبادی دارد. از جمعیت فوق الذکر حدوداً60 درصد در مشاغل کشاورزی و دامداری و مابقی شغل های کارمندی،کاسبی،پیله وری و سایر شغل های متفرقه فعالیت دارند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پیشینه تاریخی(وجه تسمیه)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مردم مغان از نژاد سفید پوست و ترک زبان  بوده که از 3500 الی 5000 سال پیش از مناطق سیبری به طرف سرزمین کنونی مهاجرت نموده اند علت مهاجرت یافتن چراگاههای خوب برای دامپروری بود.دسته ای از آریایی ها که ماد نام داشتند در سرزمین کنونی آذربایجان و همدان و کردستان مسکن گزیدند در سلسله حکومتهای هخامنشی و اشکانیان و ساسانیان مردم به طبقات مختلف تقسیم شدند که یکی از این طبقاط ، طبقه روحانیون بود که به آنها مغان می گفتند. نام مغان برای اولین بار در تاریخ در آن زمان برای شناسانیدن این طبقه بکار می رفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دشت مغان جزئی از مغان بوده که قسمت اعظم آن در زمان فتحعلی شاه قاجار طی جنگ های ده سالهء گلستان با شوروی تزاری از سال 1218 الی 1228 هجری قمری در کنار بقیه متصرفات روسی از ایران جدا شد   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از مندرجات کتب جغرافیایی قدیمی چنین برمی آید که شهر بیله سوار یکی از شهرهای تاریخی دشت مغان بوده است،نام قدیمی بیله سوار،آران به معنی آبگیر بوده که بعدها آن را بیله سوار یا بیلسوار نامیده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; حمدالله مستوفی در کتاب نزهت القلوب درباره بیله سوار چنین می نویسد:((امیر پیله سوار نامی یعنی سردار بزرگ از امرای آل بویه ساخت و اکنون بقدر دیهمی مانده است. آبش از باجروان است و حاصلش غله می باشد این شهر در هشت فرسخی باجروان و در کنار نهری بود که از باجدوان می آمد))&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; در لغت نامه دهخدا این چنین آمده است((بیله سوار یا پیله سوار:امیری از آل بویه و معنی آن سوار بزرگ و اوبانی پیل سوار،دهی به حدود مغان است. قدمت این ناحیه به دوران اشکانی یا پیش از آن باز می گردد و این از سکه های کشف شده در تپه های مختلف این منطقه مشخص است)) عقیده دیگر در این منطقه بر این است که بیله سوار به معنی سرزمین بین دو روداست و بیله سوار به معنی مردمی که ساکن بیله هستند. زیرا بیله سوار بین دو رود بالهارود و آب بیگلر قرار گرفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; این شهر با نام پیله سوار هم شناخته می شود،زیرا که اعتقاد عده ای بر این است که نادرشاه افشار وقتی برای تاجگذاری در سال 1148هجری به اصلاندوز می رفت لشکریانش دارای فیلهای زیادی بوده و مدتی در این منطقه اتراق کرده بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;افتخارات مردم منطقه در تاریخ بیله سوار&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از نظر تاریخی این سرزمین حوادث بسیاری را شاهد بوده است که می توان ،تغییر  دین مردم،ترتیب یافتن قشون قزلباش از عشایر شاهسون توسط شاهان صفوی،حملات روسها در زمان قاجار،هجوم و اشغال روسها در زمان جنگ اول و دوم جهانی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; گورستان شهدای سوم شهریور 1320در شهر بیله سوارنشانگر رشادت و پایمردی مردم این شهرستان در مقابل تجاوزان بیگانگان در زمان جنگ جهانی دوم است. از مهمترین رویدادهای تاریخی در نیم قرن اخیر که مردم این منطقه شاهد آن بوده است،باز شدن مرز ایران و جمهوری آذربایجان در زمستان 1368شمسی که طی آن ساکنین هر دو طرف مرز( همه آذری و کثراٌ اقوام هستند ) برای اولین بار بعد از سالهای طولانی از مرز گذشته و وارد خاک یکدیگر شدند. دیگر رویدادهای تاریخی در این منطقه هجوم پناهجویان آذری به خاک جمهوری اسلامی ایران است که این امر در نتیجۀ حمله نیروهای ارمنی به خاک جمهوری آذربایجان در جنوب مورد (قره باغ ) صورت گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; از افتخارات بزرگ مردمان این خطه مرزی می توان به رشادت و مرزداری و پایمردی آنان در زمان جنگ جهانی دوم و مقاومت تا پایان شهادت در برابر قشون ارتش سرخ و همچنین پناه دادن و مساعدت به همسایه آذری خویش در برابر حملات ارامنه در جنگ قره باغ و اعزام نیرو و امکانات چشم گیر در جنگ هشت ساله با متجاوزان بعثی عراق نام برد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; لازم به یادآوری است،این شهرستان تعداد56 شهید،120جانباز و 13 آزاده بعنوان سند افتخار زیرین انقلاب اسلامی ایران به ثبت رسانده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ضعیت فرهنگی و اجتماعی :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;منطقه بیله سوار با داشتن زیر ساخت های غنی فرهنگی و برخورداری از آداب و رسوم و ارزشها و هنجارهای ویژه از پتانسیل ها و استعدادهای قوی برخوردار است که با شناخت دقیق آن می توان در توسعه و پیشرفت منطقه برنامه ریزی صحیحی نمود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از کل جمعیت شهرستان بیله سوار 4/69 درصد باسواد و مابقی نیز در رابطه با مسائل و مشکلات اجتماعی کم و بیش دخیل بوده و مانند سایرین در جهت تقویت عزت فردی واجتماعی ومشارکت درسرنوشت خودنقش بسزائی داشته اند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;توانمندیهای شهرستان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شهرستان بیله سوار با 120هزار هکتار اراضی کشاورزی مرغوب در کنار شهرستان پارس آباد یک قطب مهم کشاورزی در استان اردبیل و حتی در کشور به حساب می آید. اساس کار و زندگی مردم بیله سوار در درجه اول کشاورزی و دامداری و در درجه دوم برتجارت و مبادلات مرزی استوار است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در بخش کشاورزی 12 هزار هکتار زمین آبی و 108 هزار هکتار زمین دیم و نزدیک به 150 هزار هکتار مراتع عالی وجود دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از عمده ترین محصولات کشاورزی این شهرستان می توان: گندم ، جو، عدس ، سویا ، پنبه و چغندر را نام برد. زنان روستایی در کنار مردان فعال بوده و علاوه بر مشارکت جدی در تولیدات کشاورزی و دامداری در تولیدات صنایع دستی از جمله : فرش،گلیم،جاجیم،قالیچه،فرش،لباسهای پشمی مرغوب و محصولات لبنی نسز نقش اساسی دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گمرگ بیله سوار&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گمرگ بیله سوار در سالهای دور به علت موقعیت مرزی بین ایران و شوروی سابق در مبادلات تجاری فعال بوده است، اما پس از مدتی به علت افتتاح راه آهن ( شوروی به جلفا و تبریز ) از سال 1913 میلادی به تعطیلی کشیده شد ولی به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و باز شدن مرزها در سال 1368 هجری شمسی ، گمرگ این شهرستان دوباره فعال گردید و ترانزیت کالا و سوخت به مقصد نخجوان و آذربایجان ، از طریق جمهوریهای تازه استقلال یافته و کشورهای آسیای میانه گسترش یافت. بطوریکه در هرسال بطور متوسط تعداد 50000نفر مسافر و 30000 دستگاه کامیون در جهت بازدید ، تجارت و توریست مبادله مرزی انجام می شود &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پایانه مرزی بیله سوار بعنوان یکی از 14 ورودی و خروجی مجاز زمینی کشور، بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان می باشد.که بلافاصله بعد از مصوبه شورای محترم عالی اداری در اواخر سال 1375 فعالیت خود را شروع و هم اکنون بعنوان یک مرز پر رونق بحساب می آید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جایگاه قانونی پایانه مرزی :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;براساس بند 4 مصوبه شماره 10103/دش/1 مورخ 10/9/75 شورای محترم عالی اداری ، سازمان حمل و نقل و پایانه های کشور با رعایت الویت ها و برنامه زمان بندی شده ، نسبت به حفظ و نگهداری ، توسعه و تکمیل مستحدثات موجود و همچنین ایجاد تاسیسات جدید در مبادی ورودی و خروجی مجاز زمینی کشور که از تاریخ فوق&quot; پایانه مرزی &quot;نامیده می شودو اداره امور و هماهنگی فعالیتهای آن را در منطقه ایست اجباری عهده دار می باشدکه برابر طرحها و نقشه های مصوب شورای ساماندهی اقدام می نماید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از فروردی ماه 1379 گمرگ بیله سوار با موافقت طرفین رسمی گردیده است که خوشبختانه بعد از آن مسافران و تجار دو طرف بویژه فعالین شهرستان آستارا به این منطقه سرازیر شده اند بازار گمرگ این شهرستان در حال حاظر رونق زیادی داشته و میزبان میهمان های زیادی از نقاط مختلف کشور می باشد که بعلت ارزان بودن وسایل آن به این بازار روی آورده اند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ماکارونی ، سیب زمینی ، پتو ، رب گوجه ، نایلون ، موکت ، فرش ماشینی ، مصالح ساختمانی ، پوشاک ، لوازم بهداشتی و آرایشی و ترانزیت انواع کالاها از جمله کالاهای مبادله شده می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;طرح های اجراشده و مورد نیاز شهرستان&lt;BR&gt;مهمترین طرحهای سالهای اخیر می توان از: تلفن همراه، شبکه 4 سیما،گازرسانی، تصفیه آب شرب شهری(که هنوز آب شهر تصفیه خوبی نمی شود) طرح فاضلاب شهری( هنوز افتتاح نشده است) آبرسانی به بیش از 45 روستا، بیمارستان ( بیمارستان بدون متخصص که فقط اسم بیمارستان را یدک می کشد ) 40 خانه بهداشت ، مجتمع ورزشی و استخر شنا و میدان چمن فوتبال، مجموعه پایانه مرزی و تیرپارک ، میهمانسرای ایرانگردی، مجتمع فرهنگی و هنری ، پروژه های مهم آب و خاک و پروژه های متعدد عمران شهری نام برد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از نیازمندیهای این شهرستان می توان به : اتمام سد خداآفرین که باعث آبی شدن اکثر زمینهای دیمی خواهد شد ، اتمام حذف گردنه لنگان ، ایجاد منطقه ویژهء اقتصادی ، تجهیز دانشگاه بین المللی پیام نور بیله سوار، احداث کشتارگاه صنعتی ، ایجاد کارخانجات مادر و اشتغال زا و .......... &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 04 Nov 2008 08:55:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=moghanimiz&amp;postid=163</comments>
<dc:creator>moghanimiz</dc:creator>
<guid>http://moghanimiz.blogfa.com/post-163.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سيف اله باقرزاده هنرمندي از جنس خاك </title>
<link>http://moghanimiz.blogfa.com/post-162.aspx</link>
<description>                                                                              &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 200px; HEIGHT: 280px&quot; alt=&quot;&quot; hspace=150 src=&quot;http://www.moghanaras.com/uploadimage/Image/tasavir-moghanaras/sb2max1.jpg&quot; align=baseline vspace=2 border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سيف اله باقرزاده گرافيست و طراح و &lt;A href=&quot;http://www.moghanshahr.com/&quot;&gt;مدير سايت مغان شهر&lt;/A&gt;  از جوانان با ذوق و هنرمند شهرستان پارس آباد است كه در سال 1352 درپارس آبادمغان در محله سلمان فارسي ديده به جهان گشود. اين جوان تيزبين كه در ارايه افكار و انديشه هاي هنري خود دنبال راهي مي گشت تا استعدادهاي خود را در آن عملي سازد به طراحي و كارهاي گرافيكي پرداخت و براي هر چه بيشتر جامه عمل پوشاندن به آن راهي دانشگاه شد تا با كوشش و تلاش علمي به دانسته هاي خود بيشتر بيافزايد و چنين نيز شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نزديك چهار سال پيش او اولين كسي بود كه در پارس آباد يك سايت اطلاع رساني و موفق را راه اندازي كرد و به همه قبولاند كه پارس آباد استعداد و زمينه مطرح شدن در دنياي مجازي را داراست. سيف اله كه از انجام كارهاي مختلف هنري قانع نمي شد در زمينه طراحي و كارهاي گرافيكي گامهاي مهمي برداشت و اكنون سفارشات او براي انجام و طراحي كارتهاي ويزيت ، صفحات وب و آرم ها و لوگوهاي شركتها و سازمانهاي مختلف از مرز پارس آباد عبور كرده و علاقمنداني از شهرستانها نيز پيدا كرده است. سيف اله باقرزاده هميشه سعي دارد در كارهايش نو آوري نشان دهد و او در استفاده بهينه از نرم افزارهاي مختلف نيز استعداد خاصي دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آقاي باقرزاده سال گذشته عمل جراحي مغز و اعصاب را تجربه كرد و دوستانش در تهران نزديك سه ماه در كنارش ماندند تا شاهد سلامت و نجات دوست هنرمندشان باشند و سپاس خدايرا كه اين هنرمند را به مردم خويش بازگرداند و اكنون از سلامت كامل بهرمند است.انسانها توانايي هاي مختلفي دارند و وقتي از اين توانايي ها در جهت خدمت به مردم استفاده مي كنند مقام و مرتبه عظيمي در نزد مردم و بخصوص خداوند يكتا پيدا مي كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; سيف اله باقرزاده از جمله كساني است كه وقتي مغان شهر را طراحي كرد با عشق و علاقه مي خواست محبت و علاقمندي خود را به مردمش و زادگاهش مغان نشان دهد. براي اين جوان با استعداد و هنرمند پارس آبادي آرزوي موفقيت بيشتر ، در خدمت به زادگاه خودش مغان ، داريم. علاوه بر مغان شهر كه مديريت آن را آقاي باقرزاده بر عهده دارند شما مي توانيد در &lt;A href=&quot;http://www.sb2max.com/&quot;&gt;لينك حاضر&lt;/A&gt; به تماشاي برخي از كارهاي هنري اين استاد بنشينيد كه خود گوياي استعداد و علاقمندي اين جوان هنرمند مي باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آقای باقرزاده لوگوی مغان ارس را زمانیکه سرعت اینترنت در شهر پایین بود طراحی کرد تا لوگوی فلش موجب کند بالا آمدن سایت نشود. وی همچنین آرم موسسه آرزو را طراحی کرده است. همانطوریکه قبلا ذکر شد ایشان یکی از هنرمندان طراحی و ابداع در شهر پارس آباد محسوب می شود که سبکهای خاص خودش را دارد. باقرزاده اکثر سفارشات طراحی را از شرکتها ، موسسات و سایتهای شهرهای بزرگ کشور از قبیل تهران و سایر نقاط دریافت میدارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نویسنده: سعید مجردی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اقتباس از سایت وزین مغان ارس&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 02 Nov 2008 06:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=moghanimiz&amp;postid=162</comments>
<dc:creator>moghanimiz</dc:creator>
<guid>http://moghanimiz.blogfa.com/post-162.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>كشتي تايتانيك و نفرين فراعنه</title>
<link>http://moghanimiz.blogfa.com/post-161.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;همه ما حتما در مورد كشتي تايتانيك و غرق شدن اون چيزايي خونديم  و ديديم ولي اينكه چه جوري اين كشتي بزرگ كه همه اونو جاويد و غرق نشدني مي دونستند &lt;BR&gt;با كوه يخي برخورد كرد و غرق شد به جز علل فيزيكي كه براي غرق شدن اين كشتي بيان شده يه علت متافيزيكي هم براي اون بيان شده كه  مربوط به نفرين فراعنه هست طبق نوشته هاي موجود در اهرام مصر اشخاصي كه بخواهند به جنازه هاي موميايي شده خانواده فرعون نظري داشته باشند به عذابي جاويد مبتلا مي گردند كه بعضي از مصر شناسان براين باورند كه تاتموس سوم يكي از فراعنه مصر جهت ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم مان ان عصر و جلوگيري از مقبره ها به كاتبان دستور داده بود تا در كتيبه هاي  سنگي متن نفرين نامه وي را حك كنند &lt;BR&gt;در سال 1911 ميلادي تاجري فرانسوي به نام رنه موروا كه در كشور انگلستان به كار تجارت اشياي قديمي مشغول بود و در زمينه صنعت كشتي سازي نيز سرمايه گذاري مي كرد به همراهي كاپيتان اسميت ومهندس اندروز به مصر مي روند بر حسب تصادف در انجا شاهد خريد و فروش تابوتي قديمي متعلق به معبد امون  مي شوند &lt;BR&gt;كه در قرعه كشي شركت مي كنند و اين تابوتو خريداري مي كنند اين تابوت ارزش هنري زيادي داشت و داراي حكاكي هاي نفيسي بود و درون ان جنازه موميايي شده همسر فرعون شانزدهم مصر بود و ديواره هاي تابوت از طلا و عاج بر روي سنگ ساخته شده بود موروا از خريدش خوشحال بود و انرا پيك خوشبختي خودش مي دانست ولي برخلاف نظرش از زماني كه ان تابوت به زندگي او وارد شد دچار بدبختي ها و تيره روزي هاي بي شمار شد هنوز چند روزي از خريد ان نگذشته بود كه بر اثر گرفتگي لوله تفنگش دست راستش مجروح وقطع شد مغازه اش در اتش سوخت و دچار بيماري سل شد و در عرض يك ماه بطور كلي بد بخت و ورشكست شد&lt;BR&gt;مورو اپس از فكر كردن زياد متوجه تابوتي شد كه خريداري كرده بود و با خود فكر كرد كه اين گرفتاريها درست پس از خريدن اين تابوت شروع شده اند و بسراغ ان رفت بمحض نزديك شدن به تابوت از ترس بر جاي خود ميخكوب شد غير قابل باور بود و لي حقيقت داشت موقعيكه انرا خريداري كرده بود ساعتها به تصويري كه روي تابوت حكاكي شده بود نگاه كرده بود تصوير داراي لبخند و چشماني بسته بود . اما اين بار فرق مي كرد چشمان تصوير باز بود و هيچ نشانه اي از تبسم بر ان نبود و گويي با نفرت بر او نگاه مي كرد .پس تصميم به فروش ان گرفت ولي نمي خواست در اين كار عجله به خرج دهد و به قيمت پايين بفروشد. در همسايگي خانه او بيوه&lt;BR&gt;ثروتمندي بود كه از زمان مراجعت او از مصر هر روز به خانه انها مي امد و ساعتها در مورد مصر و تمدن كهن با او صحبت مي كرد انگونه كه بعدها خانم همسايه در اخرين ساعات مرگش به كشيشي كه به بالينش حاضر شده بود گفت كه وقتي به خانه موروا رفتم ديدم كه ا. بر جاي خود خشك شده و به چشم هاي تصوير روي تابوت خيره شده اولش فكر كردم در همان حالت مرده است ولي زمانيكه نزديك شدم متوجه لرزش خفيف بدنش شدم فهميدم دچار شوك شديدي شده پشتش را ماليدم و به زور يك فنجان قهوه به او خوراندم . پس از بيست دقيقه موروا به حالت عادي برگشت و با گريه گفت چشمان تصوير باز شده و روح ملكه در اين اتاق قدم مي زند من كه به بد شانسيهاي يك ماه قبل او واقف بودم گفته هايش را از روي فشار عصبي دانستم و براي انكه خونسردي و ارامش را به او باز گردانم گفتم: در مورد موميايي تو اشتباه مي كني و براي اينكه خيالت ازين بابت راحت باشد من حاضرم انرا به قيمت خوبي از تو بخرم انتظار برخورد شديدي از جانب وي را داشتم چون دو هفته قبل در مورد فروش ان صحبت كرده بوديم وي برخورد تندي نشان داده بود با شنيدن اين حرف جان تازه اي پيدا كرد و بدون انكه مبلغ پيشنهادي را بشنود گفت باشد انرا به تو فروختم  در ان لحظه خيلي احساس خوشحالي مي كردم ولي اي كاش هرگز انرا نخريده بودم. موروا با فروش تابوت تمامي بدبختي هايش را نيز به خانم بيبسكو انتقال داد.همانروز ورود مادرش از پله ها سقوط كرد و نخاعش قطع شد مردي كه قرار بود با او ازدواج كند بي هيچ بهانه اي كنار كشيد و او را تنها گذاشت مرغ و خروسهايش بصورت دست جمعي مردند . سه سگ گرانبهايش در يك لحظه هار شدند و بطرف يكديگر حمله كردند و در نهايت انها را با تير خلاص كردند و خود خانم بيبسكو هم به بيماري جذام مبتلا شد و با زجر فراوان در گذشت.كشيش تگنر كه در اخرين لحظات بالاي سر خانم بيبسكو بود پي به اين راز مخوف برد و پاپ اعظم را در جريان امر گذاشت و طبق دستور كليسا مي بايست هر چه زودتر به اهرام مصر باز گردانده شود و ماموريت انتقال ان به كشيش سپرده شد. موروا دو روز بعد از مرگ خانم بيبسكو در گذشت و تحقيقات بعدي نشان دادند كه فروشنده اصلي نيز چندي قبل بر اثر يك اشتباه فوت كرده است. اما مادر عليل خانم بيبسكو كه تنها وارث وي بود اعلام كرد كه جنازه موميايي و تابوت انرا به موزه مردم شناسي لندن اهدا مي نمايد . مسئولان اين موزه با خوشحالي قبول كردند و انرا به موزه انتقال دادند&lt;BR&gt;فاجعه هاي پيش بيني نشده  ان موميايي پاياني نداشت و براي دست اندر كاران ان موزه نيز درد سرهايي  فراهم كرد بعنوان نمونم نقاش ايتا ليايي بنام اميل كانتيني در طول شش ماه تلاش چندين بار خواست از تصوير ملكه مصري تابلويي تهيه كند و هر بار بدلايل نا معلومي موفق نشد و اخرين بار كه تصوير را تمام كرد و سوار درشكه شد تا انرا به گالري نقاشي اش ببرد در بين راه ناگهان چيزي متحرك و سفيد از اسمان بر بالاي سر درشكه نمايان شد و موجب رم كردن اسبها شد و تابلو كاملا تخريب شده بود و فقط چشمهاي ان سالم مانده بودند كه به وضع تمسخر اميزي بوي مي نگريست. اتش سوزي موزه لندن نيز در سال 1911 يكي از رويدادهايي است كه هنوز علتش مشخص نشده و عده اي بر اين باورند كه به علت وجود تابوت در اين موزه صورت گرفته چرا كه در هنگام وقوع فاجعه شبحي را در حال پرواز در بالاي اين موزه ديده اند. ديگر براي مسئولان موزه جاي درنگ نبود و بايد از شر اين تابوت خلاص  مي شدند با تلگرامي فوري موضوع را با موزه مصر شناسي نيويورك مطرح ساختند . پرفسور اچ . دي . زيگلز كارشناس مصر شناسي در ان عصر توانست دست اندر كاران موزه نيويورك را متقاعد سازد كه گفته هاي انگليسيها از خرافات سر چشمه گرفته است و اخر سر انان در پاسخ به تلگراف اعلام نمودند كه ملكه موميايي شده را با  كشتي تايتانيك به امريكا بفرستند تا در اين موزه نگهداري شودو مطمئنا ان ملكه از بودن در كنار ساير نمونه هاي مصر باستان خوشحال خواهد شد و دست از بازيگوشيهايش بر خواهد داشت. اين پايان ماجرا بود و&lt;BR&gt;تابوت فوق به كاپيتان اسميت و مهندس اندروز سپرده شد تا بوسيله كشتي تايتانيك به امريكا برده شود اين دو تنها كساني بودند كه در انروز از چگونگي خريدو حمل ان با خبر بودند و بنا بر ترسي كه از تهمت قاچاق كالا و ميراثهاي فرهنگي سكوت را تر جيح دادند و كشتي تايتانيك غرق شد و ملكه مصري توانست از دو دشمن قديمي خود نيز انتقام بگيرد . ايا مي توان همه اين رويدادها را بر حسب تقاطع زمان و تصادف گذاشت اگر اين طور باشد پس موضوع شبح كه بارها مشاهده شد چگونه مي توان توجيه كرد؟  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 01 Nov 2008 12:02:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=moghanimiz&amp;postid=161</comments>
<dc:creator>moghanimiz</dc:creator>
<guid>http://moghanimiz.blogfa.com/post-161.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هشت فاکتور موفقیت در زندگی شغلی</title>
<link>http://moghanimiz.blogfa.com/post-160.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=243 alt=&quot;انتخاب عکس : مغان ارس&quot; hspace=2 src=&quot;http://www.moghanaras.com/uploadimage/Image/tasavir-moghanaras/movafagiat.jpg&quot; width=250 vspace=2 border=1&gt;&lt;/P&gt; 
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; منبع : سایت مردمان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;براساس لغتنامه لانگمن، واژه شغل به کاری گفته می شود که بطور مداوم برای به دست آوردن پول انجام می دهید، مخصوصاً اگر برای یک شرکت یا سازمان دولتی کار کنید درحالیکه حرفه به نوع کاری گفته می شود که برای بیشتر عمر خود انجام می دهید.اصولاً شغل راهی برای رسیدن به هدفی است و مسئله ای کوتاه مدت میباشد. مثلاً، در طول تعطیلات تابستان که از مدرسه فارع هستید، برای پر کردن وقتتان و درآوردن کمی پول، به کاری مشغول می شوید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حرفه شما، با اینکه آنهم راهی برای رسیدن به هدف است، اما بخش عظیمی از زندگی شما را در بر می گیرد. درواقع، بیش از یک سوم عمرتان. خیلی مهم است که حرفه تان به شما مفهوم و مقصود، رشد، پیشرفت، رضایت، خوشنودی و حس اغناء بدهد و البته از لحاظ مالی هم تامینتان کند.در زیر به نکاتی اشاره می کنیم که به شما برای موفقیت در حرفه تان کمک می کند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1. برنامه ریزی طولانی مدت: این یک فعالیت یک شبه نیست. هرچه جلوتر می روید باید پیشرفتتان را بسنجید و برحسب آن در برنامه تان تغییر ایجاد کنید. مثلاً سبک زندگی شما وقتی مجرد بودید مطمئناً با سبک زندگیتان حالا که پدر سه فرزند هستید تفاوت میکند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2. خوشنودی در کار: از آنجا که زمان بسیار زیادی را در محل کار خود می گذرانید، باید از آن زمان خود لذت ببرید. مهم نیست کارتان چقدر سخت و چالش انگیز باشد، هر تکلیفی را با لبخند برعهده بگیرید. از کارتان شکایت نکنید و فکر نکنید که مرغ همسایه غاز است!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3. رشد فردی: برای یادگیری مهارت های جدید که به شما در پیشبرد کارتان کمک میکند، انگیزه داشته باشید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;4. آمادگی ذهنی برای بدترین ها: دنیای کار و تجارت غیرقابل پیشبینی است. وقتی اقتصاد در حال رکود است، صبور باشید. از آن زمان برای یادگیری مهارت های جدید یا پیدا کردن یک کار تازه استفاده کنید. کار دیگری که می توانید بکنید این است که یک پروژه دیگر را شروع کنید. بااین روش ارزش شما را در محل کار بالا خواهد رفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;5. مغتنم شمردن فرصت: وقتی یک کار را هر روز انجام می دهید، برای غنی کردن حرفه خود باید از فرصت هایی که برایتان پیش می آید استفاده کنید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;6. بخشش به دیگران: یک مربی باشید و به کارمندانی که پایینتر از حدتان هستند کمک کنید حرفه خود را در شرکت ارتقاء دهند. خدماتی را به جامعه ارائه کنید. بااین روش خودتان را به بازار معرفی می کنید و وقتی خودتان هم نیاز به کمک داشته باشید، مطمئناً به کمکتان می آیند. همیشه یادتان باشد هرچه بیشتر به دیگران ارائه کنید، بیشتر دریافت می کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 7. کسب مهارتهای اجتماعی: هرچه از نردبان ترقی بالاتر می روید، یاد بگیرید که از دیگران در کارهای خود استفاده کنید. با کارکنان خود بااحترام برخورد کنید. از کارشان قدردانی کنید و محیط گرم و دوستانه برای بالابردن بازده کار ایجاد کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; 8- استرس و مدیریت زمان: مهارتهای برخورد با استرس که در محل کار غیرقابل اجتناب است، را یاد بگیرید. اینکه یاد بگیرید به خوبی وقتتان را تنظیم کنید به پایین آوردن استرس کارتان کمک میکند. عادت کنید که کارهای روزانه تان را یادداشت کنید.  کارتان را برنامه ریزی کنید و روی برنامه تان کار کنید. وقتی وقتتان را خوب تنظیم کنید، بدون استرس کارها را پشت سر هم تکمیل خواهید کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; به امید موفقیت شما در حرفه تان !&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 31 Oct 2008 15:34:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=moghanimiz&amp;postid=160</comments>
<dc:creator>moghanimiz</dc:creator>
<guid>http://moghanimiz.blogfa.com/post-160.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
