مغان را مى توان نخستين معلمان و ايران باستان را مهد حكمت و دانش آن در جهان دانست و و اين حقيقت، مانع حقايق ديگر تاريخى درباره وجود تمدن در چين و هند از يكسو، و بابل و فنيقيه و مصر از سوى ديگر نيست.
بنابراين، شناخت وضع حكمت و فلسفه و علوم در جهان باستان و به تعبير ويل دورانت «گهواره آن» همواره به بررسى و شناخت «مُغان» يعنى حكيمان ايرانى مى رسد- اشاره به کتاب مشرق زمین گهوار تمدن وی-. بررسى اوضاع و احوال تاريخ قرون نخستين تمدن بشرى ـ نه تنها تاريخ و فرهنگ و تمدن ايران بلكه حتى تاريخ تمدن و فرهنگ جهان قديم، و تاريخ فلسفه و علم ـ بدون شناخت نقش مهم و مؤثر مغان ناممكن نارسا و غير علمى است مغان ، قرنها در مشرق ( در سرزمينى كه ايران ناميده مى شد) نگاهبان و معلّم علوم و فلسفه بودند; يعنى آنچه كه امروز ما به آن فلسفه و اخلاق و رياضيات و نجوم و پزشكى و علوم طبيعى يا فيزيك و شيمى و مكانيك مى گوييم. در قديم معمولاً تمام اين علوم زير مجموعه هاى حكمت شمرده شده،و آموزش داده شده و به كار بسته مى شد.
بررسى تاريخچه اين گروه ـ كه عمده مورخان آنان را يك طايفه نژادى مى دانند ـ بتوسط مورخان و محققان آينده روشن خواهد ساخت كه چگونه اين پديده شگفت آور در طى قرنها، در منطقه اى از آسيا، رخ داده، و چه خدماتى از اين گروه به علم و فلسفه و به رشد تمدن و بشريت رسيده است; و اگر اين گروه شگفت انگيز سازمان يافته، طى قرون و اعصار گذشته نمى بودند و به جهان متمدن و نيمه متمدن آن روزگار ـ از جمله يونان ـ علوم و فنون را صادر نمى كردند، امروز چهره جهان و وضع علوم و فنون چگونه بود؟
با وجود آنچه كه گفتيم، جاى شگفت است كه تاريخ، حق اين قشر عظيم دانشمندان و حكماى تاريخ تمدن بشر را ادا نكرده و نتوانسته يا نخواسته غبار غفلت و فراموشى و ابهام را از روى آنان بزدايد. شايد يكى از دقيقترين منابع شناخت اين طايفه، تاريخى باشد كه درباره سلسله مادهاى ايران نوشته شده است، و آنان را يكى از شش طايفه اى دانسته كه بر روى هم قوم «ماد» را تشكيل مى داده اند و در طبقه بندى اجتماعى آن روزگار منحصراً نقش روحانيت و امور علمى و دينى را بر عهده داشته اند و در كنار شاهان سلسله به رايزنى و پزشكى و نجوم و قضاوت و انجام امور تعليم و تربيت و مانند اينها مى پرداخته اند...
Copyright © 2008 www.Moghanimiz.blogfa.com
Design By : M.Salemi 09143579146
infomoghanimiz@gmail.com
تمپ ساز





