تبليغاتX
مغانیمیز






سرآغازي بر کتاب‏مغان،نگين‏آذربايجان


بقلم: احد قاسمي

 اي صبا گر  بگذري بر ساحل رود ارس             بوسه زن بر خاک آن وادي  و  مشکين کن نفس

         بر تارک ايران تاجي است به نام آذربايجان که خاکش در فراز و نشيب تاريخ،همواره بارآور و مقدس بوده است.چه آنگاه که رنگهاي تاريخ و افسانه در هم مي آميزند و آذربايجان خاستگاه انديشمندي چون زرتشت مي شود و چه آنگاه که صفير گلوله هاي دلاوران آزاديخواه هنوز در گوش هاي سالخوردگان طنين افکن است و چه آنگاه که جوانان غيرتمندش طلايه دار انقلاب اسلامي مي گردند.هرچه هست،اين سرزمين همواره پاسدار آتش حريت و جوانمردي بوده است.آذربايجان نام خود را از افتخار و مردانگي دارد.

      در فلات آذربايجان دو منطقه بارز وجود دارد که يکي در شمال غرب واقع شده و عبارت است از دشت چالدران و دره قطور و ديگري دشت مغان که همچون نگيني بر تاج تارک ايران مي درخشد.تاريخ اين خطه شگفت انگيز است و با جغرافياي آن چنان در هم آميخته که گويي جغرافياي منطقه تاريخ نويس آن بوده است ولي متاسفانه مواهب اين سرزمين کمتر مورد توجه محققان و مولفان و نويسندگان قرار گرفته است.

        نگارنده از سالها پيش به حکم علاقه وافر به زادگاه خويش در آرزوي آن بود که ازخصوصيات تاريخي،اجتماعي،جغرافيايي و فرهنگ عامه مغان تحقيق جامع و مستندي به عمل آورد،در اين رهگذر از سالها پيش در هر کجا که اثري و کتابي و مقاله اي ديده که حتي مختصري اطلاع و ارتباطي راجع به مغان داشت ،جمع آوري کرده و اين معلومات را در هم آميخته و نتيجه آن کتاب حاضر است.در واقع هدف از تاليف و نگارش اين کتاب معرفي سرزميني است با ويژگيهاي انحصاري و شناسايي جامعه اي است با خصوصيات و آداب و رسوم و فرهنگ مشخص از گذشته هاي دور تا به امروز.

      از سوي ديگر ،اطلاع بر اوضاع و احوال جغرافيايي يک ناحيه براي ساکنين آن خاصه براي دولتي که بايد آن را اداره کند از نوع مطالعات تفنني نيست تا اگر از آن بي خبر ماندند ضرري نکرده باشند.متاسفانه منطقه مغان با همه اهميتي که از نظر سوابق تاريخي و سياسي و اقتصادي در پهنه کشوري دارد کمتر مواهب اين سرزمين بطور کامل شناسايي شده و آثاري که جهت شناسايي اين منطقه تهيه شده عموماً پراکنده و متفرق مي باشد.با دريغ بايد گفت که مغان ما آنچنان که شايسته است براي ملت ايران و حتي ساکنان خود مغان شناخته شده نيست.

      کتاب حاضر به نام مغان، نگين آذربايجان مجموعه اي است در پنج فصل:جغرافياي طبيعي مغان،جغرافياي تاريخي مغان،ساختار اجتماعي و فرهنگي مغان،ويژگيهاي جغرافيايي شهرها و آباديهاي مهم مغان و جغرافياي اقتصادي مغان.نمودارها و نقشه هايي که در اين مجموعه آورده شده در حقيقت شواهدي هستند بر متن کتاب و تا آنجا که حجم کتاب اجازه داد توضيحات در ذيل کتاب در باره متن داده شده،همچنين براي اطلاع بيشتر به منابع و ماخذ که فهرست آنان با احترام در آخر کتاب آورده شده،ارجاع گرديده و در تاييد برخي مندرجات،تصاوير و عکسهايي مستند در هر قسمت ارائه شده است.

      عده اي از بابت تازگي آمار و اينکه مربوط به نزديکترين ايام باشد تعصب نشان مي دهند.در حاليکه اين اعداد و ارقام که عموماً با ذکر ماخذ مي باشد در هر موقع از سال قابل تغيير است.مثلاً ممکن است در موقع تاليف کتاب يا چاپ آن چند واحد اقتصادي تعطيل يا اضافه شده باشد و يا آنکه سطح زير کشت يک محصول کم يا زياد شود و يا ميزان توليد به عللي دچار نوسانات گردد که در اينصورت قصوري متوجه نگارنده نيست،وانگهي آمارهاي مورد بحث در اقتصاد به آن درجه از سرعت هم که تصور مي رود در ناحيه کوچکي چون مغان اعتبار خود را از دست نمي دهند و به فرض تغيير کمي در استنتاجات جغرافيايي چندان تاثيري نمي گذارد.با اين حال براي ارج گذاشتن به نظرات خوانندگان ،کتاب را با وجود آماده بودن با سه سال تاخير به چاپ رسانده تا با استفاده از نتايج سر شماري عمومي نفوس ومسکن آبانماه سال 1375که جديداً انتشار يافته رضايت علاقمندان فراهم آيد.

      نگارنده در اينجا لازم مي داند مطلبي را صميمانه با خوانندگان ارجمند اين کتاب در ميان نهد و آن اينکه نگارنده مدتهاست با استفاده از منابع متعدد جغرافيايي،تاريخي،سياسي،اجتماعي و غيره و تلفيق و تطبيق آنها با يکديگر و نيز استفاده از اطلاعات شخصي خود که نتيجه هجده سال زندگي در منطقه و مسافرتهاي متعدد مي باشد،موفق به تنظيم و تاليف اين کتاب شده و با اين حال اذعان دارد که اين مجموعه خالي از عيب و نقص نيست.اما اين اميد براي او حاصل است که با انتقادها و پيشنهادهاي مدبرانه خوانندگان و صاحب نظران عزيز در تکميل مطالب و رفع اشتباهات احتمالي آن بکوشد.

       آنچه بيش از همه در تدوين اين کتاب مايه دلگرمي و تشويق نگارنده شد همکاري بسيار ارزنده و صميمانه دوستان ارجمندم آقايان رحمت حيدري کارمند آموزش و پرورش پارس آباد،کريم ارژنگي عربلو کارشناس ارشد جغرافياي انساني،مهندس ياور وحدتي پور مسئول وقت دفتر فني شهرداري پارس آباد و جعفر قره پور کارمند اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي پارس آباد که با بزرگواري تعدادي از نقشه هاي شهري و تصاوير ارزنده جغرافيايي مغان را جهت چاپ در اين مجموعه عنايت فرمودند.

       تشکر و امتنان از آقايان منصور جهانگيري و غفار دستور که در تهيه تصاوير جمع آوري و مطالب مربوط به شرکت کشت و صنعت و دامپروري مغان نگارنده را ياري فرمودند.

     سپاسگذاري مي شود از آقاي دکتر حسن الماسي نماينده محترم مردم مغان در مجلس شوراي اسلامي که زحماتي را در اخذ مجوز براي چاپ کتاب متحمل شدند.

      تشکر و سپاس بيکران از دوستان گرانمايه آقايان سهراب آديگوزلي،احد ناصري بيله سوار و عزيزالله قلمي که از پيشگامان تحقيق و تاليف در باره تاريخ دشت مغان هستند.و سپاس فراوان از دکتر ابراهيم بيگدلي و پروفسور غلامحسين بيگدلي که با کمال اشتياق دستنويس نگارنده را مورد مطالعه و مداقه قرار داده و مقدمه اي بر اين دفتر مرقوم فرمودند.

    در پايان نگارنده آرزو مي کند اين دفتر آيينه اي باشد در مقابل ديدگان کساني که به مغان و مردم آن عشق مي ورزند و خود را ملزم به خدمت به اين آب و خاک و ملت مي دانند.

حافظ سخن بگوي بر صفحه جهان        اين نقش مي ماند از قلمت يادگار عمر


موضوع : بیشتر بدانیم |

استان اردبيل با بيش از 18هزار و50 كيلومتر مربع وسعت وجمعيتي بالغ بر 1168011نفر در بين مدارهاي 37درجه و45درجه و42دقيقه طول شمالي و48درجه و55 دقيقه و47درجه و2دقيقه عرض غربي فلات ايران قرارگرفته است اين استان از شمال به رود ارس ، دشت مغان وبالهارود در جمهوري  آذربايجان، از شرق  به رشته  كوهها، دره ها و  جلگه هاي به هم پيوسته استان زنجان و گيلان ،از غرب به استان آذربايجان شرقي واز جنوب به استان زنجان محدود ميگردد.چهار شهرستان اين استان در طول 5 /282 كيلومتر با جمهوري آذربايجان هم مرز مي باشد. در159 كيلومتر از اين مرز رودهاي ارس وبالهارود جريان دارند.در طول مرز استان اردبيل با جمهوري آذربايجان در دو نقطه اصلاندوز وبيله سوار قراردارند .مردم استان اردبيل به علت وجود مراكز تجاري واقتصادي وجاذبه هاي كناره خزر بيشترين روابط اقتصادي اجتماعي خود را با استان گيلان برقرارنموده اند تنها گذرگاهاي طبيعي بين دواستان از طريق گردنه هاي حيران واسالم عبور مينمايند كه به علت ريزش برف هاي سنگين در فصل سرما همواره با خطر انسداد روبرو مي باشد .استان اردبيل در سال 72ازمحدوده سياسي -اداري استان آذربايجان شرقي جدا وبه عنوان استان مستقل (مشتمل بر شهرستان :اردبيل ،بيله سوار ،پارس آباد ،خلخال ،گرمي ومشكين شهر) در تقسيمات كشوري جاي گرفت .براساس تازه ترين تقسيمات كشوري ،اردبيل داراي 6شهرستان و16بخش ميباشد وشهرهاي آن عبارتند از : اردبيل ،نمين ، نير، سرعين ، پارس آباد، اصلاندوز ،خلخال ،گيوي ،مشكين شهر،كوثر وگرمي .           

 

موقعيت جغرافيايي :                      

استان اردبيل بيشترين اثر را از ارتفاعات كوهستاني سبلان ،طالش وبزغوش گرفته است .رشته كوه سبلان با 4811متر ارتفاع دراين استان واقع شده است وكوهستان سبلان در غرب اردبيل با آب هاي جاري وآثارفراوان آتش فشان به صورت چشمه هاي معدني آبگرم سرعين وسردابه ،به سبب جذب انبوه مسافرين گرديده ويكي از زيباترين مناطق جهانگردي استان را پديدآورده است .سه جريان آب وهوايي با ويژگيهاي متفاوت اقليم وآب وهواي استان راتحت تاثير خود قرارمي دهد : 

1- جريان مديترانه اي با ماهيت معتدل كه بيشتربخارهاي خود را در كوهستان هاي تركيه ،زاگرس وآذربايجان غربي از دست مي دهد ،از غرب استان اردبيل راتحت تاثير قرار ميدهد .اين جريان منشآ مهم واصلي بارش هاي جوي ايران است ورود آن به منطقه با تعديل درجه حرارت ورطوبت هوا همراه است .

2-جريان هواي سيبري آسياي مركزي كه ماهيتي بري وسرد دارد،از شمال شرقي وارد مي شود وپس از عبور از درياي خزر وجذب بخار آب استان اردبيل را تحت تاثير قرار مي دهد ودر تابستان باعث كاهش شديد گرما وخنك شدن هوا مي شود      

3-جريان شمالي كه داراي ماهيتي سرد است ،ورود اين جريان از شمال وشمال غرب با سرماي شديد و بارش سنگين در استان همراه است . به طور كلي ميزان  بارش جوي در استان بين  250تا 600ميليمتر وفصل بهار و زمستان،فصل هاي بارندگي در منطقه مي باشد. زبان تركي آذري ،زبان مادري عامه مردم اين منطقه است ودين رسمي مردم استان اردبيل اسلام ومذهب آنان شيعه جعفري است . آثار باستاني استان شامل : تپه قره شيران ،تپه نادر ،تپه قنبر ،مجموعه بازار اردبيل ،قلعه كهنه وخانه حاج ميرزا ابراهيم صادقي مي باشد .

  

تاريخچه :

عليرغم مستقل شدن استان اردبيل ،تاريخ آن با تاريخ سرزمين آذربايجان در آميخته است .چندان كه بدون توجه به موقعيت تاريخي آذربايجان نمي توان سخن از موقعيت تاريخي اردبيل به ميان آورد . آذربايجان در فارسي ميانه (آتورپاتكا ن) در آثار كهن فارسي (آذربادگان ) يا (آذربايگان ) درفارسي كنوني (آذربايجان ) در يونان بيزلنس (آذربيگانون ) در ارمني (آترپاتكان ) در سرياني(آذر بايغان ) ودرعربي (آذربيجان )  ناميده شده است .

تاريخ آذربايجان با تاريخ قوم (ماد) در آميخته است . قوم ماد پس از مهاجرت به ايران آرام آرام قسمت هاي غربي ايران از جمله آذربايجان را تصرف كرد . در آن دوران ،دولت هايي در اطراف آذربايجان حكومت داشته اند كه مي توان به  دولت هاي آشور در شمال بين النهرين ، دولت هيتي در آسياي صغير ، دولت اوراتودر نواحي شمالي و شمال غربي ،اقوام كادوسي در شرق وكاسي ها در حوالي كوههاي زاگرس اشاره كرد . بعد از غلبه اسكندر مقدوني  بر ايران ، سرداري به نام (آتورپات ) در آذربايجان ظهور كرد واشغال آن توسط يونانيان جلوگيري كرد .از آن به بعد اين سرزمين به نام (آتورپات) در اين ناحيه اعلام استقلال نمود . آذربايجان در دوران حكومت سلوكي ها پناهگاه زرتشتيان وتكيه گاهي در مقابل هجوم يونانيان شد .حكومت آتورپات تا زمان ساسانيان ادامه داشت واين  حكوت توسط (اردشير بابكان ) از بين رفت . در دوران ساسانيان معمولا مرزباناني به حكومت اذربايجان انتخاب مي شدند .پس از سقوط حكومت ساسانيان واستيلاي اعراب بر اين منطقه ،قبايلي از اعراب بصره ،كوفه ،شام ويمن به اين مكان مهاجرت نموده وزمين هاي كشاورزي را خريداري وبه منظور جلوگيري از حملات مردمي كه به اسلام نگرويده بودند ،باروهايي در اطراف املاك خود كشيدند . به اين ترتيب شهرهاي مهمي در منطقه به وجود آمد . باروي كار آمدن سلسله هاي ايراني كه اغلب از شرق ايران بر خاستند وحكومت هاي مستقلي را تشكيل دادند ،منطقه آذربايجان تحت تسلط حكومتهاي محلي بود وهيچگاه توسط سلسله هاي مزبور تصرف نگرديد. در سال 654 هجري قمري مغولان به آذربايجان تسلط پيدا نموده و آن را مركز شاهنشاهي بزرگي كه از اموي تا شام ادامه داشت ،قراردادند . مقر مغولان ابتدا در مراغه بود ودردوران مغولان ،رصد خانه مراغه ايجاد گرديد . پس از مدتي مقر حكومت مغولان به تبريزمنتقل شد .

در زمان  (غازان خان) شهر تبريز به عنوان يكي از مراكز مهم مبدل گرديد . تجار روم وساير بلاد كالاهاي خود را به اين شهر مي آوردند.بازارهاي تبريز در زيبايي وثروت معروف بود . تعدادي از وزراي عهد وغول بناهاي مهمي در تبريز بنا نمودند كه از جمله آنها خواجه رشيدالدين فضل اله همداني وتاج الدين عليشاه جيلاني را مي توان نام برد .حكومتهاي بعدي كه در اين ناحيه استقرار داشتند عبارتنداز جلايريان و چوپانيان .پس از سقوط حكومت تركمانان ،قره قريونلوها بر تبريز تسلط پيدا كردند . در اين زمان بناهاي بسيارزيبايي در تبريز ساخته شده كه وصف آنها در سفرنامه هاي سياحان اروپايي آن عصر آمده است . پس از تصرف آذربايجان توسط شاه اسماعيل صفوي تبريز مدتي به عنوان پايتخت ايران برگزيده شد (907هجري ) شاهان صفوي از آذربايجان به عنوان سنگرگاه اصلي ومراكز عمده گردآوري قواي نظامي استفاده مي نمودند. در زمان صفويه آذربايجان محل بروز جنگهاي خونين ميان سپاهيان ايران وعثماني شد . آذربايجان به تصرف دولت عثماني در آمد . ديري نپاييد كه نادر شاه آنجا را از تصرف دولت عثماني بيرون آورد ودر صحراي مغان تاجگذاري كرد پس از مرگ كريم خان ،آقا محمد خان قاجار در سا ل 1205موفق شده اداره امور آذربايجان را كاملا در اختيار بگيرد.

 

وضعيت اقتصادي :

عمده فعاليت ساكنين اردبيل در بخشهاي كشاورزي وخدمات وصنعت مي باشد . عليرغم احداث وبهره برداري از كارخانه هاي بزرگ ، هنوز جايگاه اصلي خود را باز نيافته است . محصولات عمده كشاورزي استان عبارت است از :گندم ،سيب زميني ،حبوبات دانه اي ،چغندر قند و همچنين صنايع دستي استان نيز با توجه به ساخت روستايي وعشايري استان ،از جايگاه ويژه اي برخوردار است وزمينه جانبي فعاليت اقتصادي زندگي عشاير وروستاييان را تشكيل مي دهد . از جمله اين صنايع مي توان به فرش ، گليم،جاجيم ،ورني ،وبافته هاي عشايري اشاره كرد . پرورش زنبور و توليد عسل مرغوب يكي ديگر از فعاليتهاي اقتصادي است كه در استان اردبيل بسيار رونق دارد و عسل به عنوان سوغات اين شهر شهرت ملي يافته است . پرورش ماهي قزل آلا (رنگين كمان )نيز از جمله توليدات استان محسوب مي گردد. كارخانه چرم مغان با صادرات پوست به كشورهلي آلمان و ايتاليا بخشي از در آمد كشور را تامين مي نمايد با توجه به جمعيت انبوه بخش كشاورزي كه در بيشتر روزهاي سال فعاليتي ندارد ، لزوم توسعه صنعتي به ويژه صنايع تبديلي وتكميلي يكي از ضرورت هاي توسعه استان به حساب مي آيد .

 

شهرستان اردبيل :

اردبيل به عنوان مركز استان با جمعيت بالغ563477 ومساحتي برابر 3810كيلومتر مربع در طول جغرافيايي 48درجه و عرض جغرافيايي 38درجه و15دقيقه قرارگرفته است . اين شهرستان از شمال به مشكين شهر ،از جنوب به گيوي ،از شرق به نمين وسرعين واز عرب به نير محدود است . اردبيل واژه هاي  اوستايي است كه از دو كلمه ارتا مقدس  و ويل يا همان شهر به معني شهر مقدس تشكيل شده است . بر اساس نوشته مورخان اسلامي بناي شهر اردبيل به فيروز پادشاه ساساني  (489-457م ) نسبت داده شده است . صاحب كتاب روضه الصفا مي نويسد :اردبيل از بناهاي كيومرث پادشاه كيانيان بود از آنجا كه نام اردبيل در داستان ويس ورامين از آثار ادبي دوره اشكانيان آمده ،مي توان استنباط نمود كه قدمت اين شهر به بيش از 1500سال مي رسد ودر زمان سلطنت هخامنشيان در اطراف رود (باري مريز) كه رود كوراي امروز در قفقاز است ،براي حفظ و نگهداري مرز ايران اردويي مهم وجود داشت كه مركز ان اردبيل بود . اين موضوع اهميت سياسي و نظامي اردبيل را ثابت مي كند آثار موجود در دهكده آتشگاه اردبيل نيز گوياي قدمت اين شهر مي باشد .در زمان انوشيروان اردبيل يكي از جمله مناطقي بوده است كه پيروان مزدك به آن پناه آورده بودند . اهميت مساله مزدكيان ،خلفاي بني اميه را برآن داشت تا مركز آذربايجان را از مراغه به اردبيل انتقال دهند . هنگام فتح اعراب در سال 22هجري اردبيل بزرگترين شهر آذربايجان بود كه به دست سپاهيان اسلام افتاد . در سال 617هجري مغولان پس از حمله به ايران ،اردبيل را غارت كردند . در زمان هلاكومركز فرمانروايي از اردبيل به مراغه منتقل ودر زمان آقاخان تبريز پايتخت حكومت ايلخانان شد . در دوره تيموريان امير تيموردر اردبيل به خدمت شيخ صفي الدين رسيده و به در خواست شيخ هزار نفر از اسيران را به او بخشيد. پس از فوت شيخ  صفي الدين اين شهر كعبه آمال و قبله صوفيان شد وانبوهي از  پيروان طريقت روي به اين شهر نهادند . باتوجه به قيام شاه اسماعيل وانتخاب تبريز به عنوان پايتخت در سال 906هجري اردبيل به عنوان دارالامان ودارالارشاد معروف گرديد . اردبيل در دوران صفويه از لحاظ سياسي واقتصادي سرآمد شهرهاي ايران بود اين شهر درمسير شاهراه تجارتي ايران واروپا قرارداشت و ابريشم وارده از گيلان از طريق اردبيل به اروپا صادر مي شد . در آغاز قرن 19ميلادي عباس ميرزا مركز ستاد سپاهيان خود را در اردبيل قرارداد وبه كمك افسران فرانسوي قلعه اي در برابر قواي مهاجم روس بنا كرد كه بعدها تبديل به زندان شد وآن را نارين قلعه ناميده اند .در جنگ ايران وروس در سال 1218و اشغال اردبيل كليه اشياي قيمتي مقبره شيخ  صفي الدين و زينت آلات ديگر مقبره هاوكتاب هاي مهم كتابخانه اردبيل توسط قواي اشغالگر غارت شد . پس از انتقال قدرت وامور وليعهدنشين قاجار تبريز ،اردبيل كه تا اين موقع داراي اهميت ويژه بود از رونق افتاد وراههاي تجارتي روسيه از اردبيل به تبريز تغيير مسيرداد. با احداث راه آهن تبريز -جلفا ارتباط اقتصادي اين شهر قطع شد واز آن همه تجارت وصادرات و واردات مهم جز كاروانسراهاي متروك چيري باقي نماند از رونق افتادن تجارت اين شهر سبب مهاجرت انبوهي از مردم آن به تهران و تبريز شد . در حال حاضر اين شهر توسعه يافته وبه گونه اي كه يكي از شهرهاي آباد وپرجمعيت و فعال اقتصادي به شمار مي آيد .

منبع: http://ardabilcustoms.ir/ardabil.htm


موضوع : بیشتر بدانیم |


كليه حقوق اين سايت براي مغانيميز محفوظ مي باشد
Copyright © 2008 www.Moghanimiz.blogfa.com
Design By : M.Salemi 09143579146
infomoghanimiz@gmail.com
تمپ ساز
آی آنا ... ادامه

دوننيم قارانليق ... ادامه

آزادليق ... ادامه


آرزو

مغانيميز

مغان ارس

مغان شهر

یاشیل مغان